پرش به محتوا
Home » معنی Boxed in؛ در تنگنا قرار گرفتن و دست‌بسته شدن | کاربرد، مثال و ویدئو

معنی Boxed in؛ در تنگنا قرار گرفتن و دست‌بسته شدن | کاربرد، مثال و ویدئو

  • از
⚡ خلاصه سریع ۳۰ ثانیه‌ای

Boxed in

اصطلاح بسیار تصویری، ملموس و پرکاربرد «Boxed in» (یا «To feel boxed in») دارای دو کاربرد اصلی است:
۱. «گیر افتادن فیزیکی در فضایی تنگ و بدون راه خروج» (به‌ویژه در رانندگی و پارک خودرو وقتی ماشین دیگری چنان نزدیک شما پارک کرده که نمی‌توانید خارج شوید): «Another car parked behind me and I’m totally boxed in!» (یک ماشین دیگر پشتم پارک کرد و کاملاً گیر افتادم و کیپ شدم!).
۲. «در تنگنای روحی، شغلی یا تصمیم‌گیری قرار گرفتن؛ احساس محاصره شدن و نداشتن آزادی عمل، انتخاب یا فضای مانور»: «I feel boxed in by this strict contract» (با این قرارداد سفت‌وسخت احساس دست‌بسته بودن و اسارت می‌کنم).

معنی boxed in — اصطلاح بسیار تصویری، ملموس و پرکاربرد «Boxed in» (یا «To feel boxed in») دارای دو کاربرد اصلی است:
۱. «گیر افتادن فیزیکی در فضایی تنگ و بدون راه خروج» (به‌ویژه در رانندگی و پارک خودرو وقتی ماشین دیگری چنان نزدیک شما پارک کرده که نمی‌توانید خارج شوید): «Another car parked behind me and I’m totally boxed in!» (یک ماشین دیگر پشتم پارک کرد و کاملاً گیر افتادم و کیپ شدم!).
۲. «در تنگنای روحی، شغلی یا تصمیم‌گیری قرار گرفتن؛ احساس محاصره شدن و نداشتن آزادی عمل، انتخاب یا فضای مانور»: «I feel boxed in by this strict contract» (با این قرارداد سفت‌وسخت احساس دست‌بسته بودن و اسارت می‌کنم). در این درس از مجموعهٔ مستر کوچ، با ویدئو، تلفظ واقعی، مثال‌های سطح‌بندی‌شده و آزمون، این اصطلاح را برای همیشه یاد می‌گیری.

🎬 ویدئوی درس ۱۳۱ از مستر کوچ

ویدئوی این درس روی صفحهٔ فعلی سایت قرار دارد و هنگام انتشار، همان ویدئوی موجودِ درس در این بخش حفظ شود.

📚 این درس بخشی از فهرست کامل اصطلاحات و ضرب‌المثل‌های پرکاربرد انگلیسی است

📖 معنی و تلفظ Boxed in

اصطلاح بسیار تصویری، ملموس و پرکاربرد «Boxed in» (یا «To feel boxed in») دارای دو کاربرد اصلی است:
۱. «گیر افتادن فیزیکی در فضایی تنگ و بدون راه خروج» (به‌ویژه در رانندگی و پارک خودرو وقتی ماشین دیگری چنان نزدیک شما پارک کرده که نمی‌توانید خارج شوید): «Another car parked behind me and I’m totally boxed in!» (یک ماشین دیگر پشتم پارک کرد و کاملاً گیر افتادم و کیپ شدم!).
۲. «در تنگنای روحی، شغلی یا تصمیم‌گیری قرار گرفتن؛ احساس محاصره شدن و نداشتن آزادی عمل، انتخاب یا فضای مانور»: «I feel boxed in by this strict contract» (با این قرارداد سفت‌وسخت احساس دست‌بسته بودن و اسارت می‌کنم).

🔊 تلفظ واقعی: «باکست این» /bɑːkst ɪn/ — تلفظ صوتی با صدای /t/ در انتهای boxed.

🎯 کاربرد و لحن

در رانندگی، ترافیک، مذاکرات تجاری و روابط عاطفی: The opposing team’s defense boxed in our star striker (دفاع تیم حریف مهاجم ستاره ما را کاملاً مهار کرد و در تنگنا قرار داد).

✍️ مثال‌های سطح‌بندی‌شده (از ساده به پیشرفته)

برای یادگیری طبیعی، جمله‌ها از سطح مبتنی بر زندگی روزمره تا محیط‌های کاری و رسمی دسته‌بندی شده‌اند:

سطح جمله انگلیسی ترجمه فارسی روان
A1 Someone parked too close and boxed my car in. یک نفر خیلی نزدیک پارک کرد و ماشینم رو گیر انداخت و قفل کرد.
A1 I feel boxed in by all these strict household rules. با این همه قوانین سفت‌وسخت خانوادگی احساس در تنگنا بودن و خفگی می‌کنم.
A2 The runner was boxed in by rivals and couldn’t sprint to the finish line. دونده توسط رقبایش محاصره شد و نتوانست به سمت خط پایان شتاب بگیرد.
A2 Don’t let them box you in; keep your career options open. اجازه نده در تنگنا قرارت بدن و دستت رو ببندن؛ گزینه‌های شغلیت رو باز نگه دار.
B1 He felt completely boxed in by overwhelming mortgage debts and bills. او از حجم سرسام‌آور بدهی‌های وام مسکن و قبوض کاملاً احساس خفگی و استیصال می‌کرد.
B1 Clever negotiators avoid making rigid ultimatums that box themselves in. مذاکره‌کنندگان باهوش از دادن اولتیماتوم‌های سختی که خودشان را در تنگنا قرار می‌دهد پرهیز می‌کنند.
B2 Small independent retailers often find themselves boxed in by predatory big-box store pricing. خرده‌فروشان مستقل کوچک اغلب خود را در محاصره و تنگنای قیمت‌گذاری تهاجمی فروشگاه‌های زنجیره‌ای می‌بینند.
B2 Urban commuters trapped in gridlock feel intensely boxed in during evening rush hours. مسافران شهری گرفتار در ترافیک قفل‌شده در ساعات شلوغی عصر به شدت احساس اسارت و تنگنا دارند.
C1 In grandmaster chess matches, positional tactics aim to box in the opponent’s king with spatial dominance. در مسابقات شطرنج استادبزرگان، تاکتیک‌های پوزیسیونی با برتری فضایی شاه حریف را در تنگنا قرار می‌دهند.
C1 Geopolitical powers endeavor to avoid being boxed in by binding bilateral defense pacts that curtail diplomatic flexibility. قدرت‌های ژئوپلیتیک تلاش می‌کنند تا با پیمان‌های دفاعی دوطرفه الزام‌آور که انعطاف دیپلماتیک را محدود می‌کند دست‌بسته نشوند.

🚫 اشتباهات رایج فارسی‌زبان‌ها

از این تله‌های رایج دوری کن تا زبانت طبیعی و روان شنیده شود:

❌ اشتباه رایج: ترجمه به داخل جعبه مقوایی رفتن

✅ درست: کلمه box در اینجا استعاره از حصار، دیوار و محدود شدن فضای مانور فیزیکی یا روانی است.

💡 نکته: معنی درست: در تنگنا قرار گرفتن و گیر افتادن.

❌ اشتباه رایج: حذف حرف اضافه in

✅ درست: ساختار کامل BOXED IN است (feel boxed in / box someone in).

💡 نکته: درست: boxed in.

❌ اشتباه رایج: تلفظ اشتباه انتهای کلمه

✅ درست: حروف ed بعد از صدای k صدای /t/ می‌دهد: /bɑːkst ɪn/ (باکست این).

💡 نکته: به کاربرد و مفهوم دقیق در بافت جمله توجه کنید.

💬 دیالوگ کوتاه در زندگی واقعی

ببین این اصطلاح در یک گفت‌وگوی زنده چطور به کار می‌رود:

A: Why are you honking your car horn so frantically in the parking lot?

چرا داری توی پارکینگ با این همه هول و ولا بوق می‌زنی؟

B: Look at this giant SUV! It parked three inches from my bumper, and the delivery truck is blocking the front. I’m completely boxed in!

این شاسی‌بلند غول‌پیکر رو ببین! ده سانتی‌متری سپرم پارک کرده و کامیون حمل بار هم جلو رو بسته. کاملاً گیر افتادم و قفل شدم!

A: Let’s check the store front desk to have them page the driver.

بیا بریم پیشخوان فروشگاه تا راننده رو پیج کنند.

B: Good idea before I lose my mind in this heat.

ایده خوبیه قبل از اینکه توی این گرما کلافه بشم.

📝 آزمون

دانش خود را دربارهٔ این درس بررسی کنید.

❓ سؤالات متداول

تفاوت boxed in با trapped چیست؟

بسیار شبیه هستند؛ trapped بیشتر حس تله مرگبار و فیزیکی دارد، اما boxed in بر مسدود شدن راه‌های خروج و محدود شدن آزادی عمل و فضا تمرکز دارد.

اصطلاح box someone in به صورت فاعلی یعنی چه؟

یعنی «کسی را در تنگنا قرار دادن، دست و پای کسی را بستن و فضای مانور را از او گرفتن».

آیا در ورزش هم کاربرد دارد؟

بسیار زیاد! در بوکس (گوشه رینگ گیر انداختن حریف)، در بسکتبال و در دوومیدانی (محاصره دونده پیشتاز).

🎯 جمع‌بندی درس ۱۳۱

Boxed in

اصطلاح بسیار تصویری، ملموس و پرکاربرد «Boxed in» (یا «To feel boxed in») دارای دو کاربرد اصلی است:
۱. «گیر افتادن فیزیکی در فضایی تنگ و بدون راه خروج» (به‌ویژه در رانندگی و پارک خودرو وقتی ماشین دیگری چنان نزدیک شما پارک کرده که نمی‌توانید خارج شوید): «Another car parked behind me and I’m totally boxed in!» (یک ماشین دیگر پشتم پارک کرد و کاملاً گیر افتادم و کیپ شدم!).
۲. «در تنگنای روحی، شغلی یا تصمیم‌گیری قرار گرفتن؛ احساس محاصره شدن و نداشتن آزادی عمل، انتخاب یا فضای مانور»: «I feel boxed in by this strict contract» (با این قرارداد سفت‌وسخت احساس دست‌بسته بودن و اسارت می‌کنم). — ویدئو را یک بار دیگر ببین، دو مثال از زندگی خودت بساز و در اولین مکالمه استفاده‌اش کن. همین!

مشاوره رایگان و تخصصی سلام‌زبان

در انتخاب دوره یا مسیر یادگیری سؤال دارید؟

محسن متین؛ بنیان‌گذار سلام‌زبان. اصطلاح‌ها را حفظ نکن — با ویدئو ببین، دو مثال از زندگی خودت بساز و برو سراغ بعدی. زبان را جراحی نکن.


دیدگاهتان را بنویسید