⚡ خلاصه سریع ۳۰ ثانیهای
«grueling» یعنی «بسیار سخت و طاقتفرسا» — صفتِ ماراتنها، شیفتهای دوازدهساعته، مصاحبههای سهمرحلهای و سفرهای بیخوابی. وقتی کاری فقط «سخت» نیست، بلکه آب از آدم بیرون میکشد، دیگر اسمش grueling است. ریشهاش هم داستان جالبی دارد: از آشِ رقیق زندانها!
معنی grueling — «grueling» یعنی «بسیار سخت و طاقتفرسا» — صفتِ ماراتنها، شیفتهای دوازدهساعته، مصاحبههای سهمرحلهای و سفرهای بیخوابی. وقتی کاری فقط «سخت» نیست، بلکه آب از آدم بیرون میکشد، دیگر اسمش grueling است. ریشهاش هم داستان جالبی دارد: از آشِ رقیق زندانها! در این درس از مجموعهٔ مستر کوچ، با ویدئو، تلفظ واقعی، مثالهای سطحبندیشده و آزمون، این اصطلاح را برای همیشه یاد میگیری.
🎬 ویدئوی درس ۳۱۵ از مستر کوچ
🎬 ویدئوی رسمی این درس از مستر کوچ.
📚 این درس بخشی از فهرست کامل اصطلاحات و ضربالمثلهای پرکاربرد انگلیسی است.
📑 فهرست مطالب
از هر بخشی که میخواهی شروع کن:
🎬 ویدئوی درس
کلیپ مستر کوچ را ببین
📖 معنی و تلفظ
یعنی چه و چطور گفته میشود
🎯 کاربرد و لحن
کجا بگو، کجا نگو
✍️ مثالهای سطحبندیشده
از A1 تا C1 با ترجمه
🚫 اشتباهات رایج
تلههای فارسیزبانها
💬 دیالوگ کوتاه
مکالمهٔ واقعی با ترجمه
📝 آزمون
خودت را محک بزن
❓ سؤالات متداول
جواب سؤالهای پرتکرار
🧭 درسهای مرتبط
قبلی، بعدی و همخانوادهها
📖 معنی و تلفظ grueling
«grueling» یعنی بسیار سخت، فرساینده و کُشنده — صفتی برای کارها، مسابقهها، سفرها و دورههایی که آدم را ته میکشند.
ریشهٔ جالب: از واژهٔ قدیمی gruel میآید — آشِ جوِ خیلی رقیق که به زندانیها میدادند! تعبیر قدیمی to get one’s gruel یعنی «تنبیه سهمگین گرفتن». پس grueling از همان خانواده است: کاری که مثل مجازات آدم را میفرساید.
نکتهٔ املایی: آمریکایی: grueling (یک u و دو L نه! — g-r-u-e-l-i-n-g)؛ بریتانیایی: gruelling با دو L. هر دو درستاند؛ فقط در متن رسمی به یک سبک پایبند بمان.
خانواده و هممعنیها: exhausting (خستهکننده — عمومیتر)، brutal (بیرحمانه)، arduous (دشوار — ادبی)، punishing (مجازاتوار سخت). برای آدمِ خسته میگویی exhausted نه grueling — این صفت فقط برای کار و موقعیت است!
🔊 تلفظ واقعی: «گرو-ئِ-لینگ» /ˈɡruːəlɪŋ/ — دقت: ru با صدای بلند «اوُ» و e کاملاً خاموش؛ تکیه روی «گرو». با grilling (گریل کردن/بازجویی) تلفظِ نزدیک ولی معنیِ کاملاً متفاوت دارد!
🎯 کاربرد و لحن
برای توصیف شدیدترین سختیها: a grueling marathon، a grueling work schedule، a grueling interview process. در ورزش، پزشکی (جراحی ۱۲ ساعته!)، استخدام و روایت سفرها پرکاربرد است. لحنش جدی و کمی تحسینآمیز است — چون پشت هر grueling معمولاً یک دستاورد ایستاده: crossing the finish line after a grueling race.
✍️ ۱۰ مثال سطحبندیشده
جملهها از موقعیت روزمره تا محیط کاری و تحلیلی مرتب شدهاند؛ اول معنی را حدس بزن و بعد ترجمه را بررسی کن.
🚫 اشتباهات رایج فارسیزبانها
❌ I am grueling
✅ I am exhausted
grueling برای کار و موقعیت است نه برای آدم؛ آدمِ تهکشیده exhausted است.
❌ grueling را با grilling اشتباه بگیریم
✅ grilling یعنی کباب کردن یا بازجویی سخت
تلفظشان نزدیک است اما grueling یعنی طاقتفرسا و grilling یعنی گریل/بازجویی — در listening حواست باشد!
❌ gruelling غلط املایی است
✅ gruelling بریتانیاییِ درست و grueling آمریکاییِ درست است
هر دو درستاند؛ فقط در یک متن، به یک سبک وفادار بمان و قاطی نکن.
💬 دیالوگ کوتاه
A: You look terrible! What happened?
وضعیتت خوب نیست! چه شده؟
B: A grueling day at work — nine meetings!
یک روز کُشنده سرِ کار — نه جلسه!
A: Nine? That is insane!
نه جلسه؟ این دیگه دیوانگی است!
B: Tell me about it. I am completely exhausted.
خودت بگو. کاملاً ته کشیدم.
🏋️ تمرین عملی امروز: سه چیزِ واقعاً طاقتفرسا از زندگیات را توصیف کن: یکی با grueling + اسم (a grueling week)، یکی با grueling قبل از اسم مرکب (a grueling training session) و یکی با مقایسه (more grueling than…). بعدش به خودت قول بده: بعد از هر grueling، یک روز استراحت!
📝 آزمون
دانش خود را دربارهٔ این درس بررسی کنید.
❓ سؤالات متداول
فرق grueling با difficult چیست؟
difficult یعنی سخت — هر سختی. grueling یعنی سخت + طولانی + فرساینده؛ سختی که انرژی و روحیهات را میمکد. هر grueling سختی است، اما هر سختی grueling نیست!
چرا ریشهاش به آش مربوط است؟
gruel آشِ جوی خیلی رقیق بود که به زندانیها میدادند؛ تعبیر to get one’s gruel یعنی «کاشتن/تنبیه شدید». از همانجا، grueling شد مترادفِ مجازاتوارِ فرساینده.
برای آدم هم میتوانم بگویم؟
نه؛ فقط برای تجربه، کار، مسابقه و برنامه. برای آدم خسته: exhausted، drained یا worn out. جملهٔ the exam was grueling درست است، اما I am grueling غلط.
🎯 جمعبندی درس ۳۱۵
«grueling» یعنی «بسیار سخت و طاقتفرسا» — صفتِ ماراتنها، شیفتهای دوازدهساعته، مصاحبههای سهمرحلهای و سفرهای بیخوابی. وقتی کاری فقط «سخت» نیست، بلکه آب از آدم بیرون میکشد، دیگر اسمش grueling است. ریشهاش هم داستان جالبی دارد: از آشِ رقیق زندانها! — ویدئو را یک بار دیگر ببین، دو مثال از زندگی خودت بساز و در اولین مکالمه استفادهاش کن. همین!
📞 مشاوره رایگان و تخصصی سلامزبان
در انتخاب دوره یا مسیر یادگیری سؤال دارید؟