معنی take up؛ بلعیدنِ وقت و جا، یا شروعِ عادتِ جدید | کاربرد، مثال و ویدئو
خانه › آموزش زبان › اصطلاحات انگلیسی › درس ۸۱۱: Take Up: Time vs Hobby ⚡ بنر ۳۰ ثانیهای — درس ۸۱۱ یک فعل، دو صحنه: این مبل نصفِ اتاق را بلعیده؛ آن آدم از…
خانه › آموزش زبان › اصطلاحات انگلیسی › درس ۸۱۱: Take Up: Time vs Hobby ⚡ بنر ۳۰ ثانیهای — درس ۸۱۱ یک فعل، دو صحنه: این مبل نصفِ اتاق را بلعیده؛ آن آدم از…
🏠 خانه › آموزش زبان › اصطلاحات انگلیسی › درس 116: Damned if I do, damned if I don’t ⚡ خلاصه سریع ۳۰ ثانیهای Damned if I do, damned if I don’t اصطلاح بسیار ملموس،…
🏠 خانه › آموزش زبان › اصطلاحات انگلیسی › درس 219: On a health kick ⚡ خلاصه سریع ۳۰ ثانیهای On a health kick اصطلاح بسیار رايج و خودمانی «On a health kick» یعنی شخص…
خانه › آموزش زبان › اصطلاحات انگلیسی › درس ۹۰۱: To Mean Well ⚡ بنر ۳۰ ثانیهای — درس ۹۰۱ قصدِ خوب، نصفِ راهه — نصفِ دیگر اجراست. در این درس از مجموعهٔ مستر کوچ،…
خانه › آموزش زبان › اصطلاحات انگلیسی › درس ۸۳۳: Don’t Get Fresh with Me ⚡ بنر ۳۰ ثانیهای — درس ۸۳۳ حرفِ «fresh» همیشه تازه نیست؛ گاهی یعنی گنده — و این جمله، خطِ…
🏠 خانه › آموزش زبان › اصطلاحات انگلیسی › درس 484: a bad omen ⚡ خلاصه سریع ۳۰ ثانیهای a bad omen A bad omen یعنی نشانهای که آدم را میترساند کار از همین اول…
⚡ خلاصه سریع ۳۰ ثانیهای to stifle something «to stifle something» یعنی «سرکوب کردن و خم به خم نشدن»؛ جلوی چیزی را میگیری که در راهِ بیرون آمدن است: خنده، خمیازه، اشک — یا در…
🏠 خانه › آموزش زبان › اصطلاحات انگلیسی › درس 430: to crack someone up ⚡ خلاصه سریع ۳۰ ثانیهای to crack someone up Crack someone up یعنی کاری میکنی طرف بلند میخندد. بدون مفعول،…
⚡ خلاصه سریع ۳۰ ثانیهای to scramble «to scramble» سه چهرهٔ پرکاربرد دارد: ۱) بههم زدن (تخممرغ همزده!) ۲) دستوپا زدن و عجلهٔ آشفته زیر فشارِ زمان ۳) بههم خوردن نظمِ برنامهها. یک کلمه، سه…
🏠 خانه › آموزش زبان › اصطلاحات انگلیسی › درس 955: روز کبیسه 0955: Leap Day 0955: Leap Day ترجمه روز کبیسه است مشاوره رایگان آموزش زبان اگر سوالی دارید برای مشاوره رایگان آموزش زبان…