Starting is half the battle
ضربالمثل پرانرژی و انگیزشی «Starting is half the battle» (یا «Getting started is half the battle») دقیقاً معادل «شروع کردن نیمی از پیروزی است» یا «قدم اول سختترین بخش کار است و وقتی شروع کنی نیمی از راه را رفتهای» میباشد. این ضربالمثل به این حقیقت روانشناختی اشاره دارد که بزرگترین مانع در هر پروژه، یادگیری زبان یا ورزش، غلبه بر تنبلی و اهمالکاری (Procrastination) در نقطه آغاز است؛ به محض اینکه استارت بزنی، کار روان میشود.
معنی starting is half the battle — ضربالمثل پرانرژی و انگیزشی «Starting is half the battle» (یا «Getting started is half the battle») دقیقاً معادل «شروع کردن نیمی از پیروزی است» یا «قدم اول سختترین بخش کار است و وقتی شروع کنی نیمی از راه را رفتهای» میباشد. این ضربالمثل به این حقیقت روانشناختی اشاره دارد که بزرگترین مانع در هر پروژه، یادگیری زبان یا ورزش، غلبه بر تنبلی و اهمالکاری (Procrastination) در نقطه آغاز است؛ به محض اینکه استارت بزنی، کار روان میشود. در این درس از مجموعهٔ مستر کوچ، با ویدئو، تلفظ واقعی، مثالهای سطحبندیشده و آزمون، این اصطلاح را برای همیشه یاد میگیری.
🎬 ویدئوی درس ۵۸ از مستر کوچ
ویدئوی این درس روی صفحهٔ فعلی سایت قرار دارد و هنگام انتشار، همان ویدئوی موجودِ درس در این بخش حفظ شود.
📚 این درس بخشی از فهرست کامل اصطلاحات و ضربالمثلهای پرکاربرد انگلیسی است
📑 فهرست مطالب
از هر بخشی که میخواهی شروع کن:
🎬 ویدئوی درس
کلیپ مستر کوچ را ببین
📖 معنی و تلفظ
یعنی چه و چطور گفته میشود
🎯 کاربرد و لحن
کجا بگو، کجا نگو
✍️ مثالهای سطحبندیشده
از A1 تا C1 با ترجمه
🚫 اشتباهات رایج
تلههای فارسیزبانها
💬 دیالوگ کوتاه
مکالمهٔ واقعی با ترجمه
📝 آزمون
خودت را محک بزن
❓ سؤالات متداول
جواب سؤالهای پرتکرار
🧭 درسهای مرتبط
قبلی، بعدی و همخانوادهها
📖 معنی و تلفظ Starting is half the battle
ضربالمثل پرانرژی و انگیزشی «Starting is half the battle» (یا «Getting started is half the battle») دقیقاً معادل «شروع کردن نیمی از پیروزی است» یا «قدم اول سختترین بخش کار است و وقتی شروع کنی نیمی از راه را رفتهای» میباشد. این ضربالمثل به این حقیقت روانشناختی اشاره دارد که بزرگترین مانع در هر پروژه، یادگیری زبان یا ورزش، غلبه بر تنبلی و اهمالکاری (Procrastination) در نقطه آغاز است؛ به محض اینکه استارت بزنی، کار روان میشود.
🔊 تلفظ واقعی: «استارتینگ ایز هَف دِ بَتِل» /ˈstɑːrtɪŋ ɪz hæf ðə ˈbætəl/ — حرف l در half تلفظ نمیشود (هَف).
🎯 کاربرد و لحن
برای انگیزه دادن به کسی که شروع کار را عقب میاندازد: Just write the first paragraph; getting started is half the battle! (فقط پاراگراف اول رو بنویس؛ شروع کردن نصف کاره!).
✍️ مثالهای سطحبندیشده (از ساده به پیشرفته)
برای یادگیری طبیعی، جملهها از سطح مبتنی بر زندگی روزمره تا محیطهای کاری و رسمی دستهبندی شدهاند:
| سطح | جمله انگلیسی | ترجمه فارسی روان |
|---|---|---|
| A1 | Put on your running shoes; starting is half the battle! | کفشهای دویدنت رو بپوش؛ شروع کردن نصف موفقیته! |
| A1 | Don’t worry about the whole book, just read page one; starting is half the battle. | نگران کل کتاب نباش، فقط صفحه یک رو بخون؛ شروع کردن نیمی از راهه. |
| A2 | I didn’t want to go to the gym, but getting there was half the battle. | نمیخواستم برم باشگاه، اما همین که رسیدم اونجا نصف سختی کار حل شد. |
| A2 | Starting is half the battle when it comes to cleaning the garage. | وقتی پای تمیز کردن گاراژ وسط باشه، شروع کردن نیمی از پیروزیه. |
| B1 | Once you write the project outline, you’ll realize getting started was half the battle. | همین که طرح کلی پروژه را بنویسی، متوجه میشوی که استارت زدن نصف کار بود. |
| B1 | Overcoming inertia is tough, but psychologists agree that starting is half the battle. | غلبه بر رخوت دشوار است، اما روانشناسان متفقالقولند که شروع کردن نیمی از پیروزی است. |
| B2 | For aspiring entrepreneurs, writing that initial business plan is truly half the battle. | برای کارآفرینان مشتاق، نگارش همان برنامه کسبوکار اولیه واقعاً نیمی از مسیر موفقیت است. |
| B2 | Whenever I face writer’s block, I remind myself that typing the very first sentence is half the battle. | هر بار که دچار سد نویسندگی میشوم، به خود یادآوری میکنم که نوشتن اولین جمله نیمی از کار است. |
| C1 | In complex software engineering, formulating the architectural blueprint is undeniably half the battle. | در مهندسی نرمافزار پیچیده، تدوین نقشه معماری سیستم بیچونوچرا نیمی از نبرد پیروزی است. |
| C1 | Behavioral economists argue that conquering activation energy is half the battle in habit formation. | اقتصاددانان رفتاری استدلال میکنند که غلبه بر انرژی فعالسازی، نیمی از مسیر شکلگیری عادات پایدار است. |
🚫 اشتباهات رایج فارسیزبانها
از این تلههای رایج دوری کن تا زبانت طبیعی و روان شنیده شود:
❌ اشتباه رایج: تلفظ حرف L در کلمه half
✅ درست: حرف l در half کاملاً ساکت و ناخوانا است (تلفظ درست: /hæf/ یا /hɑːf/).
💡 نکته: تلفظ: هَف (نه هالف).
❌ اشتباه رایج: استفاده از war به جای battle
✅ درست: ساختار ثابت این ضربالمثل انگلیسی با واژه battle است.
💡 نکته: درست: half the BATTLE.
❌ اشتباه رایج: ترجمه تحتاللفظی میدان جنگ
✅ درست: battle در اینجا نماد سختی و چالش یک کار است نه جنگ نظامی فیزیکی.
💡 نکته: به کاربرد و مفهوم دقیق در بافت جمله توجه کنید.
💬 دیالوگ کوتاه در زندگی واقعی
ببین این اصطلاح در یک گفتوگوی زنده چطور به کار میرود:
A: I have three research papers due next month and I feel overwhelmed.
ماه آینده سه تا مقاله تحویل دارم و احساس میکنم زیر بار کار غرق شدم.
B: Have you created the document files and written the titles yet?
آیا فایلها رو ساختی و عنوانهاش رو نوشتی؟
A: No, I’ve been dreading opening my laptop.
نه، همش از باز کردن لپتاپم طفره میرفتم.
B: Just sit down and write the first outline. Starting is half the battle!
فقط بشین و طرح اولیه رو بنویس. شروع کردن نیمی از پیروزیه!
📝 آزمون
دانش خود را دربارهٔ این درس بررسی کنید.
❓ سؤالات متداول
اصطلاح half the battle به تنهایی یعنی چه؟
یعنی «نیمی از موفقیت و بخش عمده پیروزی» (مانند: Good communication is half the battle).
معادل دیگر این ضربالمثل در انگلیسی چیست؟
ضربالمثل لاتین معروف «Well begun is half done» از ارسطو و هوراس دقیقاً همین مفهوم را دارد.
چرا روانشناسان روی این جمله تأکید دارند؟
به دلیل پدیده روانشناختی اثر زیگارنیک (Zeigarnik Effect)؛ ذهن انسان وقتی کاری را آغاز کند، تمایل شدیدی پیدا میکند تا آن را به پایان برساند.
🎯 جمعبندی درس ۵۸
Starting is half the battle
ضربالمثل پرانرژی و انگیزشی «Starting is half the battle» (یا «Getting started is half the battle») دقیقاً معادل «شروع کردن نیمی از پیروزی است» یا «قدم اول سختترین بخش کار است و وقتی شروع کنی نیمی از راه را رفتهای» میباشد. این ضربالمثل به این حقیقت روانشناختی اشاره دارد که بزرگترین مانع در هر پروژه، یادگیری زبان یا ورزش، غلبه بر تنبلی و اهمالکاری (Procrastination) در نقطه آغاز است؛ به محض اینکه استارت بزنی، کار روان میشود. — ویدئو را یک بار دیگر ببین، دو مثال از زندگی خودت بساز و در اولین مکالمه استفادهاش کن. همین!
مشاوره رایگان و تخصصی سلامزبان
در انتخاب دوره یا مسیر یادگیری سؤال دارید؟
محسن متین؛ بنیانگذار سلامزبان. اصطلاحها را حفظ نکن — با ویدئو ببین، دو مثال از زندگی خودت بساز و برو سراغ بعدی. زبان را جراحی نکن.