پرش به محتوا
خانه » مکالمه خرید به انگلیسی | fit، suit و on sale با ۱۵ جمله

مکالمه خرید به انگلیسی | fit، suit و on sale با ۱۵ جمله

  • از
⚡ خلاصه سریع ۳۰ ثانیه‌ای

🛍 fit یا suit یا match؟ سه فعل، سه معنی

فارسی برای هر سه می‌گوید «بهت میاد». انگلیسی تفکیک می‌کند: fit = اندازه است · suit = بهت میاد (رنگ و مدل) · match = با هم جور است. و یک تله‌ی گران: on sale = حراج · for sale = برای فروش.

بعد از سفر (درس ۳۳)، دومین کاری که هر مسافری می‌کند خرید است. این درس همه‌ی جمله‌های لازم را می‌دهد: از پرسیدن قیمت تا پرو کردن و پس آوردن. اما زیرش سه تفکیک ظریف خوابیده که فارسی ندارد و به همین دلیل تله‌اند: fit / suit / match · on sale / for sale · و سه راه متفاوت پرسیدن قیمت. ضمناً قانون خط تیره‌ی درس ۳۳ اینجا هم برمی‌گردد — و دقیقاً همان‌جایی است که متن فعلی سایت یک غلط دارد که در این نسخه اصلاح شده.

🧭 این درس کجای مسیر است؟

این درس، بخش ۳۴اُم از مجموعه‌ی ۹۰۰ جمله پرکاربرد مکالمه انگلیسی است — جمله‌های ۴۹۶–۵۱۰.

تصویر و فایل صوتی درس

اول یک بار فایل صوتی را کامل گوش بده، بعد سراغ جدول جمله‌ها برو. گوش دادنِ قبل از خواندن، تلفظ را درست در ذهن جا می‌اندازد.

⬇ دانلود فایل صوتی درس

⬆ بازگشت به فهرست

۱۵ جمله‌ی خرید با ترجمه و تلفظ

هر جمله سه ستون دارد: متن انگلیسی، تلفظ تقریبی فارسی و معنی. دو ستون فارسی فقط چرخ کمکی‌اند — بعد از جدول توضیح داده‌ایم چرا باید هرچه زودتر کنارشان بگذاری.

# English تلفظ معنی فارسی
۴۹۶ I’m going shopping because I need to buy some clothes. آیم گوئینگ شاپینگ بیکاز آی نید تو بای سام کلُوذز دارم می‌روم خرید چون باید چند تا لباس بخرم.
۴۹۷ If this shirt doesn’t fit, may I bring it back later? ایف دیس شِرت دازنت فیت، مِی آی برینگ ایت بَک لِیتِر؟ اگر این پیراهن اندازه نبود، می‌توانم بعداً پسش بیاورم؟
۴۹۸ What size shoes do you wear? وات سایز شوز دو یو وِر؟ چه سایز کفشی می‌پوشی؟
۴۹۹ That suit looks very good on you. دَت سوت لوکس وِری گود آن یو آن کت‌وشلوار خیلی بهت می‌آید.
۵۰۰ This dress is made of silk, isn’t it? دیس درِس ایز مِید آو سیلک، ایزِنت ایت؟ این لباس از ابریشم است، نه؟
۵۰۱ I’d like to try on this sweater. آید لایک تو ترای آن دیس سْوِتِر دوست دارم این پلیور را پرو کنم.
۵۰۲ I’m interested in buying a new car. آیم اینترِستید این بایینگ اِ نیو کار به خریدن یک ماشین نو علاقه‌مندم.
۵۰۳ What’s the price of that electric iron? واتس د پرایس آو دَت اِلِکتریک آیِرن؟ قیمت آن اتوی برقی چند است؟
۵۰۴ How much is this rug? هاو ماچ ایز دیس راگ؟ این فرش چند است؟
۵۰۵ Is this toothpaste on sale today? ایز دیس توث‌پِیست آن سِیل تودِی؟ این خمیردندان امروز حراج است؟
۵۰۶ That’s a beautiful leather wallet, but it costs too much. دَتس اِ بیوتیفول لِدِر والِت، بات ایت کاستس تو ماچ آن کیف پول چرمی زیبایی است، ولی خیلی گران است.
۵۰۷ How much do I owe you? هاو ماچ دو آی اُ یو؟ چقدر به شما بدهکارم؟
۵۰۸ That will be eighteen dollars and seventy-five cents. دَت ویل بی اِیتین دالِرز اند سِوِنتی-فایو سِنتس می‌شود هجده دلار و هفتادوپنج سنت.
۵۰۹ Do you have change for a twenty-dollar bill? دو یو هَو چِینج فور اِ تْوِنتی-دالِر بیل؟ برای اسکناس بیست دلاری پول خرد دارید؟
۵۱۰ The clerk helped me find what I wanted. د کلِرک هِلپت می فایند وات آی وانتید فروشنده کمکم کرد چیزی را که می‌خواستم پیدا کنم.

⬆ بازگشت به فهرست

مهم: این جدول یک چرخ کمکی است، نه مقصد

دو ستون تلفظ فارسی و معنی فارسی که بالا دیدی، روش علمی یادگیری زبان نیستند. آن‌ها را گذاشته‌ایم چون در روزهای اول، برای بعضی زبان‌آموزان راه را باز می‌کنند. اما اگر به آن‌ها عادت کنی، همان‌ها جلوی پیشرفتت را می‌گیرند.

❌ چرا تلفظ فارسی علمی نیست؟

الفبای فارسی صداهای انگلیسی را ندارد. صدای th در think، صدای w در water و مصوت کوتاه i در sit هیچ معادل فارسی ندارند.

وقتی می‌نویسیم «تَنکس»، در واقع داریم یک تلفظ غلط را در ذهنت ثبت می‌کنیم. مرجع درست، فقط و فقط فایل صوتی است.

❌ چرا ترجمه‌ی فارسی علمی نیست؟

هر بار که جمله را از راه فارسی می‌فهمی، مغزت یک واسطه می‌سازد: English ← فارسی ← معنا. این واسطه موقع حرف زدن هم برمی‌گردد و باعث مکث می‌شود.

زبان‌آموز روان، این مسیر را دارد: English ← معنا. بدون توقف در فارسی.

✅ روش علمی: انگلیسی را با انگلیسی یاد بگیر

به دیوار نگو «دیوار» و بعد ترجمه کن به wall. مستقیم به همان دیوار بگو wall. تصویر ← کلمه‌ی انگلیسی، بدون توقف در فارسی.

سه گام برای همین درس:

۱. بار اول با ستون فارسی بخوان تا بفهمی چه خبر است.

۲. بار دوم ستون‌های فارسی را با دست بپوشان و فقط انگلیسی را بخوان. سعی کن معنا را حس کنی، نه ترجمه.

۳. بار سوم فقط فایل صوتی را گوش بده، بدون هیچ متنی. اگر جمله را فهمیدی، آن جمله واقعاً مال توست.

📌 این مهم‌ترین مهارت کل مسیر است. کامل توضیحش داده‌ایم: تمرین فکر کردن با زبان انگلیسی — بخوان و از همین امروز شروع کن.

پنج نکته‌ای که این درس را کاربردی می‌کند

۱. fit، suit و match — سه فعل که فارسی یکی‌شان می‌کند

در فارسی برای هر سه می‌گوییم «بهت میاد» یا «جوره». انگلیسی تفکیک می‌کند: ① fit = اندازه بودن — درباره‌ی سایز است (جمله ۴۹۷). These shoes don’t fit me = پایم نمی‌رود. ② suit = آمدن، برازنده بودن — درباره‌ی رنگ، مدل و ظاهر. That colour suits you = این رنگ بهت می‌آید. جمله‌ی ۴۹۹ همین را با عبارت محاوره‌ای می‌گوید: looks good on you. ③ match = با هم جور بودن — بین دو چیز. The tie matches the shirt = کراوات با پیراهن جور است.

۲. on sale یا for sale؟ — یک حرف اضافه، اختلاف قیمت

جمله‌ی ۵۰۵: Is this toothpaste on sale? = حراج است؟ این دو عبارت شبیه‌اند اما کاملاً فرق دارند: on sale = با تخفیف، حراج (در آمریکا) for sale = برای فروش گذاشته شده — یعنی اصلاً فروشی است. تابلوی FOR SALE روی خانه یعنی خانه فروشی است؛ ON SALE روی لباس یعنی تخفیف خورده. ⚠️ در بریتانیا on sale گاهی معنی «موجود در بازار» هم می‌دهد و برای حراج in the sale می‌گویند.

۳. سه راه پرسیدن قیمت — و کدام کجا

این درس هر سه را دارد: ① How much is this rug? (۵۰۴) — رایج‌ترین و طبیعی‌ترین در مغازه. برای جمع: How much are these? ② What’s the price of that iron? (۵۰۳) — کمی رسمی‌تر، بیشتر برای کالای گران یا در مکاتبه. ③ How much do I owe you? (۵۰۷) — این قیمت نمی‌پرسد! یعنی «چقدر باید بپردازم؟» و وقتی به کار می‌رود که دیگر خرید تمام شده یا کسی برایت پول داده. 💡 owe (بدهکار بودن) تلفظش «اُ» است — حرف w خوانده نمی‌شود.

۴. a twenty-dollar bill — دوباره قانون خط تیره

جمله‌ی ۵۰۹ همان قاعده‌ی درس ۳۳ را تکرار می‌کند: a twenty-dollar bill — نه twenty-dollars. وقتی عدد + اسم نقش صفت می‌گیرند، اسم مفرد می‌ماند: a five-dollar note · a two-litre bottle · a ten-page report. ↔️ اما مستقل: It costs twenty dollars. (جمله ۵۰۸) 🚨 در متن فعلی سایت این جمله اشتباه نوشته شده (a twenty dollars bill) — در نسخه‌ی بالا اصلاح شد. 💡 و change (پول خرد) غیرقابل‌شمارش است: ❌ changes · ✅ some change.

۵. try on و bring back — فعل عبارتی جداشدنی

دو فعل عبارتی حیاتی خرید در جمله‌های ۴۹۷ و ۵۰۱: try on = پرو کردن · bring back = پس آوردن. هر دو جداشدنیاند، یعنی مفعول می‌تواند وسط بیاید: ✅ try on this sweater · ✅ try this sweater on ⚠️ اما اگر مفعول ضمیر باشد، حتماً وسط می‌آید: ✅ try it on · ❌ try on it ✅ bring it back (جمله ۴۹۷) · ❌ bring back it. همان قاعده‌ی think it over در درس ۳۱.

⬆ بازگشت به فهرست

fit، suit یا match؟

هر سه در فارسی «بهت میاد» ترجمه می‌شوند، اما در انگلیسی سه چیز متفاوت‌اند.

فعل درباره‌ی چیست مثال معنی
fit اندازه و سایز These jeans don’t fit. اندازه نیست
suit رنگ، مدل، ظاهر Blue suits you. آبی بهت می‌آید
match هماهنگی دو چیز The bag matches the shoes. کیف با کفش جور است
look good on محاوره‌ای برای suit That suit looks good on you. جمله ۴۹۹
⚠️ on sale حراج، با تخفیف Is it on sale? تخفیف خورده؟
⚠️ for sale برای فروش گذاشته شده The house is for sale. خانه فروشی است

⬆ بازگشت به فهرست

گرامر این درس را عمیق‌تر بخوان

سه ستون گرامری این درس — اسم شمارش‌پذیر، جایگاه صفت و کاربرد to — هر کدام مقاله‌ی کامل خودشان را دارند:

💡 گرامر را کِی بخوانم؟

اول جمله‌ها را یاد بگیر و به‌کار ببر؛ بعد سراغ قاعده‌اش برو. گرامر وقتی جا می‌افتد که چند جمله‌ی واقعی از آن ساختار در ذهنت باشد — نه برعکس.

⬆ بازگشت به فهرست

مکالمه‌ی کوتاه: در فروشگاه لباس — پرو کردن و پرسیدن قیمت

پنج ساختار درس در هفت خط: try on، fit، look good on، on sale و How much.

مشتری

Excuse me, I’d like to try on this sweater.

ببخشید، دوست دارم این پلیور را پرو کنم.

فروشنده

Of course. What size do you wear?

البته. چه سایزی می‌پوشید؟

مشتری

Medium, usually. If it doesn’t fit, may I bring it back later?

معمولاً متوسط. اگر اندازه نبود، می‌توانم بعداً پسش بیاورم؟

فروشنده

Certainly, within a week. It looks very good on you, by the way.

حتماً، تا یک هفته. راستی خیلی بهتان می‌آید.

مشتری

Thanks. How much is it? Is it on sale?

ممنون. چند است؟ حراج است؟

فروشنده

It’s on sale today — eighteen dollars and seventy-five cents.

امروز حراج است — هجده دلار و هفتادوپنج سنت.

مشتری

Here you are. Do you have change for a twenty-dollar bill?

بفرمایید. برای اسکناس بیست دلاری پول خرد دارید؟

🔑 عبارت‌های کلیدی این مکالمه

try on — پرو کردن — فعل عبارتی

doesn’t fit — اندازه نیست — سایز

looks good on you — بهت می‌آید — ظاهر

on sale — حراج — نه for sale

a twenty-dollar bill — اسکناس بیست دلاری — مفرد

🎧 چطور تمرین کنم؟

۱. کل مکالمه را دو بار بلند بخوان — یک بار عادی، یک بار با همان سرعت فایل صوتی.

۲. نقش یکی از دو نفر را بگیر و جای دیگری سکوت کن؛ بعد جا عوض کن.

۳. همان موقعیت را با کلمات خودت از نو بساز. اگر کسی را برای تمرین نداری، با ربات چت انگلیسی همین سناریو را اجرا کن.

📌 برای دیدن مکالمه‌های کامل‌تر در همین موقعیت، سراغ مکالمات موضوعی — بخش «خرید» برو.

⬆ بازگشت به فهرست

اشتباه‌های رایج فارسی‌زبان‌ها

❌ This shirt doesn’t suit me — it’s too small.

✅ This shirt doesn’t fit me — it’s too small.

برای سایز از fit استفاده می‌شود. suit درباره‌ی رنگ و مدل است.

❌ Do you have change for a twenty dollars bill?

✅ …for a twenty-dollar bill?

صفت مرکب با خط تیره و اسم مفرد. 🚨 این غلط در متن فعلی سایت هم هست.

❌ Can I try on it?

✅ Can I try it on?

در فعل عبارتی جداشدنی، مفعول ضمیر حتماً وسط می‌آید.

❌ The house is on sale.

✅ The house is for sale.

for sale = برای فروش · on sale = حراج و تخفیف‌دار.

❌ I need to buy some changes.

✅ I need some change.

change به معنی پول خرد غیرقابل‌شمارش است و جمع بسته نمی‌شود.

⬆ بازگشت به فهرست

آزمون این درس

۸ سؤال از همین ۱۵ جمله. روی گزینه بزن تا جواب و توضیحش را ببینی.

⬆ بازگشت به فهرست

سؤالات متداول

؟ فرق fit، suit و match دقیقاً چیست؟

fit = اندازه بودن (سایز): The shoes don’t fit. · suit = زیبنده بودن (رنگ و مدل): Red suits you. · match = هماهنگ بودن دو چیز با هم: The tie matches the shirt. یک راه یادسپاری: fit با بدن کار دارد، suit با چهره، match با چیز دیگر.

؟ «on sale» و «for sale» را چطور اشتباه نگیرم؟

یک ترفند: ON sale ← تخفیف رویش نشسته (روی قیمت اثر دارد). FOR sale ← برای فروش عرضه شده. اگر خانه‌ای on sale باشد یعنی حراج کرده‌اند — که خیلی عجیب است!

؟ چرا «change» جمع بسته نمی‌شود؟

چون در معنی پول خرد یک اسم غیرقابل‌شمارش است، مثل money. می‌گویی some change یا a lot of change — نه changes. ⚠️ اما change در معنی «تغییر» شمارش‌پذیر است: There have been many changes.

؟ کِی «How much is it» و کِی «What’s the price»؟

How much is it? رایج‌ترین و طبیعی‌ترین در مغازه است و در ۹۰٪ موارد همین کافی است. What’s the price of…? کمی رسمی‌تر است و بیشتر برای کالای گران، مکاتبه‌ی کاری یا استعلام قیمت به کار می‌رود.

؟ چرا «I’m interested in buying» و نه «to buy»؟

چون in یک حرف اضافه است و بعد از هر حرف اضافه، فعل ing می‌گیرد — همان قاعده‌ی طلایی درس ۳۱. عبارت‌های مشابه: good at swimming · tired of waiting · think about going.

؟ چرا می‌گویید تلفظ فارسی و ترجمه علمی نیست، ولی خودتان نوشته‌اید؟

چون برای روزهای اول در را باز می‌کنند. الفبای فارسی صداهای th و w را ندارد، پس تلفظ فارسی همیشه تقریبی و کمی غلط است. راه درست این است که بعد از دو سه بار، ستون‌های فارسی را بپوشانید و فقط با انگلیسی کار کنید.

⬆ بازگشت به فهرست

جمع‌بندی

🎯 سه چیزی که از این درس باید بماند

۱. fit = اندازه · suit = بهت می‌آید · match = با هم جور است.

۲. on sale = حراج · for sale = برای فروش — یک حرف اضافه، دو دنیا.

۳. try it on · bring it back — ضمیر همیشه وسط فعل عبارتی.

خرید یکی از معدود موقعیت‌هایی است که مجبوری حرف بزنی — نمی‌شود با اشاره از پسش برآیی، مخصوصاً وقتی پای پرو کردن و پس آوردن وسط باشد. به همین دلیل این ۱۵ جمله را نباید فقط بخوانی؛ باید بلند تکرار کنی تا در لحظه یادت بیاید. تمرین امروزت: یک خرید خیالی را از اول تا آخر بنویس — وارد مغازه می‌شوی، سایز می‌پرسی، پرو می‌کنی، قیمت می‌پرسی و پول می‌دهی. حداقل یک بار fit، یک بار suit و یک بار on sale به کار ببر. زبان‌آموزانی که تا اینجا آمده‌اند، تجربه‌شان را اینجا نوشته‌اند.

⬆ بازگشت به فهرست

مشاوره رایگان و تخصصی سلام‌زبان

در انتخاب دوره یا مسیر یادگیری سؤال دارید؟

🎁 هدیه: مشاهده رایگان درس ۱ و ۶
🎓 مشاهده کلاس‌های آموزش آنلاین

(بعد از ورود به لینک، در بخش سرفصل‌ها دروس رایگان ۱ و ۶ را ببینید)

محسن متین؛ بنیان‌گذار سلام‌زبان و مدرس زبان انگلیسی با بیش از ۲۰ سال سابقه. او می‌گوید جمله‌ی This shirt doesn’t suit me وقتی منظورت سایز است، یکی از آن غلط‌هایی است که فروشنده متوجه می‌شود ولی چیزی نمی‌گوید — «و همین باعث می‌شود هیچ‌وقت اصلاحش نکنی.»