تفاوت sometime و sometimes و some time سومین عضو خانوادهٔ «فاصلههای خطرناک» است: sometime یعنی «یک زمانی» (Let’s meet sometime)، sometimes یعنی «بعضی وقتها» (I sometimes walk to work) و some time یعنی «مقداری زمان» (I need some time).
📑 فهرست مطالب
۶ ایستگاه این یادداشت
هر بخشی که بیشتر گیرت میاندازد، از همان شروع کن:
⏰ معنی و جدول مقایسه
سه تست: sometimes را میتوانی با occasionally عوض کنی؛ some time را با a while (مدتی)؛ sometime هم یعنی روزی/وقتی در آینده یا گذشته که دقیقش معلوم نیست.
Sometimes I think we should meet sometime and spend some time together.
↑ sometimes = گاهی — sometime = یک وقتی — some time = مدتی
| کلمه | یعنی | جایگزین تست | مثال |
|---|---|---|---|
| sometime | یک وقتی (زمان نامشخص) | someday / at some point | Call me sometime next week. |
| sometimes | گاهی اوقات (تکرار) | occasionally | Sometimes I cook dinner. |
| some time | مدتی، مقداری وقت | a while | This will take some time. |
چرا مهم است؟ جملهٔ I need sometime to think غلط رایجی است — «مقداری وقت» دو کلمه است: some time. برعکس، دعوتِ Let’s have coffee some time هم بهتر است سرهم باشد: sometime. آن s آخر هم داستان خودش را دارد: sometimes فقط برای تکرار است.
📚 16 مثال سطحبندیشده
A1–A2 (پایه)
- Sometimes I walk to school. — گاهی پیاده به مدرسه میروم.
- Let’s have lunch together sometime. — یک وقتی با هم ناهار بخوریم.
- I need some time to decide. — برای تصمیم گرفتن به کمی وقت نیاز دارم.
- She sometimes works on weekends. — او گاهی آخر هفتهها کار میکند.
B1–B2 (متوسط)
- We should catch up sometime soon. — باید بهزودی یک وقتی گپ بزنیم.
- Sometimes the simplest answer is the best. — گاهی سادهترین جواب بهترین است.
- It took me some time to get used to the city. — مدتی طول کشید تا به شهر عادت کنم.
- The package will arrive sometime tomorrow. — بسته فردا — یک زمانی در طول روز — میرسد.
- He sometimes forgets where he parked. — او گاهی یادش میرود کجا پارک کرده.
- Spend some time with your family this weekend. — این آخر هفته کمی وقت با خانوادهات بگذران.
C1 (پیشرفته)
- The reforms were introduced sometime in the 1990s. — اصلاحات یک زمانی در دههٔ ۱۹۹۰ اجرا شدند.
- Sometimes progress looks like standing still. — گاهی پیشرفت شبیه درجا زدن است.
- The committee will need some time to review the evidence. — کمیته برای بررسی شواهد به زمانی نیاز خواهد داشت.
- Drop by the office sometime — my door is always open. — یک وقتی به دفتر سر بزن — درِ اتاقم همیشه باز است.
- Even experts are sometimes wrong. — حتی متخصصها هم گاهی اشتباه میکنند.
- She spent some time in Vienna studying music. — او مدتی را در وین به تحصیل موسیقی گذراند.
🚫 اشتباهات رایج فارسیزبانها
❌ I need sometime to think about it.
✅ I need some time to think about it.
مقداری وقت = دو کلمه: some time.
❌ Sometime I go jogging in the morning.
✅ Sometimes I go jogging in the morning.
برای تکرار و «گاهی»، s لازم است: sometimes.
❌ Let’s meet sometimes next month.
✅ Let’s meet sometime next month.
یک ملاقاتِ نامشخص در آینده: sometime بدون s.
📝 آزمون sometime و sometimes و some time
8 سؤال — روی گزینهها کلیک کن تا جواب و توضیح را ببینی.
سؤالات متداول
سه تست تشخیص این سهقلو چیست؟
sometimes = occasionally (گاهی)؛ some time = a while (مدتی)؛ sometime = someday (یک وقتی). هر جمله را با جایگزینش امتحان کن — هر کدام جا افتاد، همان درست است.
sometime برای گذشته هم بهکار میرود؟
بله: The photo was taken sometime in the 1980s یعنی یک زمانی در دههٔ ۸۰ — دقیقش معلوم نیست. برای آینده هم همینطور: Let’s meet sometime.
some times (جدا با s) هم داریم؟
بهندرت — یعنی «بعضی دفعات» بهعنوان اسم قابلشمارش: There were some times when I doubted myself. در ۹۹٪ موارد یکی از آن سه شکل اصلی را لازم داری.
جمعبندی
- sometime = یک وقتی نامشخص (Let’s meet sometime)
- sometimes = گاهی اوقات، تکرار (Sometimes I walk)
- some time = مدتی، مقداری وقت (I need some time)
- تستها: someday / occasionally / a while
محسن متین؛ بنیانگذار سلامزبان. سه جایگزین، سه جواب: someday، occasionally، a while. جملهات را تست کن، خودش لو میرود.
مشاوره رایگان و تخصصی سلامزبان
در انتخاب دوره یا مسیر یادگیری سؤال دارید؟
🎓 مشاهده کلاسهای آموزش آنلاین
(بعد از ورود به لینک، در بخش سرفصلها دروس رایگان ۱ و ۶ را ببینید)