پرش به محتوا
Home » تفاوت ashamed و embarrassed | شرمنده یا خجالت‌زده

تفاوت ashamed و embarrassed | شرمنده یا خجالت‌زده

⚡ خلاصه سریع ۳۰ ثانیه‌ای

🎯 ashamed شرم اخلاقی است، embarrassed خجالت اجتماعی

ashamed یعنی از کار بدی که کردی شرمنده‌ای — وجدانت درگیر است. embarrassed یعنی جلوی جمع ضایع شدی — صورتت سرخ شد! یکی اخلاق است، یکی موقعیت.

تفاوت ashamed و embarrassed تفاوت وجدان و صورتِ سرخ‌شده است: ashamed شرمِ عمیق اخلاقی است (کار بدی کرده‌ای)، embarrassed خجالتِ لحظه‌ایِ اجتماعی (جلوی بقیه در موقعیت بدی قرار گرفتی). فارسی هر دو را «خجالت/شرمندگی» می‌گوید و مرزشان گم می‌شود.

📑 فهرست مطالب

۶ ایستگاه این یادداشت

هر بخشی که بیشتر گیرت می‌اندازد، از همان شروع کن:

😳 معنی و جدول مقایسه

تست ساده: اگر تنها هم بودی باز همین حس را داشتی؟ ashamed است (اخلاقی). فقط چون بقیه دیدند این حس را داری؟ embarrassed است (اجتماعی).

I’m ashamed of lying to my mother. / I was embarrassed when I fell in front of everyone.

↑ دروغ = شرم اخلاقی (ashamed) — زمین خوردن جلوی جمع = خجالت اجتماعی (embarrassed)

صفت جنس احساس ساختار رایج مثال
ashamed شرم اخلاقی و وجدانی، عمیق ashamed of ashamed of my behavior
embarrassed خجالت اجتماعی، لحظه‌ای embarrassed about/by embarrassed by the mistake

چرا مهم است؟ اگر بابت سؤال پرسیدن در کلاس بگویی I’m ashamed to ask، انگار سؤال پرسیدن گناه است! جمله درست I’m embarrassed to ask یا حتی بهتر: I feel shy about asking. برعکسش هم مهم است: برای خطای اخلاقی جدی، embarrassed خیلی سبک است — You should be ashamed of yourself اصطلاح سرزنش جدی است.

📚 16 مثال سطح‌بندی‌شده

A1–A2 (پایه)

  • I was embarrassed when I forgot his name. — وقتی اسمش را فراموش کردم خجالت کشیدم.
  • He is ashamed of his lie. — او از دروغش شرمنده است.
  • She felt embarrassed in front of the class. — او جلوی کلاس خجالت‌زده شد.
  • Don’t be ashamed to say sorry. — از عذرخواهی کردن شرمنده نباش.

B1–B2 (متوسط)

  • I’m too embarrassed to sing in public. — خجالت می‌کشم جلوی جمع آواز بخوانم.
  • He was ashamed of how he had treated her. — از رفتاری که با او کرده بود شرمنده بود.
  • My phone rang loudly in the meeting — so embarrassing! — گوشی‌ام وسط جلسه بلند زنگ خورد — چقدر خجالت‌آور!
  • You should be ashamed of yourself! — باید از خودت خجالت بکشی!
  • She was embarrassed by her parents’ questions. — از سؤال‌های والدینش معذب شد.
  • I’m not ashamed of my simple background. — از گذشتهٔ ساده‌ام شرمنده نیستم.

C1 (پیشرفته)

  • The politician seemed utterly unashamed of the scandal. — سیاستمدار از آن رسوایی ظاهراً هیچ شرمی نداشت.
  • An embarrassed silence followed his remark. — بعد از حرفش سکوتی معذب حاکم شد.
  • Deeply ashamed, he confessed everything to the police. — با شرمندگی عمیق، همه‌چیز را به پلیس اعتراف کرد.
  • The report embarrassed the government internationally. — گزارش، دولت را در سطح بین‌المللی در موقعیت خجالت‌آوری قرار داد.
  • There’s nothing to be ashamed of in asking for help. — کمک خواستن هیچ شرمی ندارد.
  • She blushed, embarrassed by the unexpected compliment. — از تعریفِ غیرمنتظره سرخ شد و خجالت کشید.

🚫 اشتباهات رایج فارسی‌زبان‌ها

❌ I’m ashamed to ask a question in class.

✅ I’m embarrassed/shy to ask a question in class.

سؤال پرسیدن خطای اخلاقی نیست! خجالت اجتماعی embarrassed است.

❌ He was embarrassed of stealing the money.

✅ He was ashamed of stealing the money.

دزدی خطای اخلاقی جدی است: ashamed of. ضمناً حرف اضافهٔ embarrassed هم of نیست.

❌ I embarrassed when everyone looked at me.

✅ I was embarrassed when everyone looked at me.

embarrassed صفت است و فعل be می‌خواهد: I was embarrassed.

📝 آزمون ashamed و embarrassed

8 سؤال — روی گزینه‌ها کلیک کن تا جواب و توضیح را ببینی.

سؤالات متداول

فرق ashamed و embarrassed در یک جمله؟

ashamed شرمِ وجدان است — از کاری که «بد» بوده (دروغ، بی‌انصافی). embarrassed خجالتِ موقعیت است — چیزی جلوی جمع آبرویت را برد (زمین خوردن، اشتباه لپی).

embarrassing با embarrassed چه فرقی دارد؟

قانون کلی صفت‌های احساسی: -ed برای آدم است، -ing برای موقعیت. I was embarrassed یعنی من خجالت کشیدم؛ It was embarrassing یعنی موقعیت خجالت‌آور بود — همان الگوی interested/interesting.

shy کجای این ماجراست؟

shy خصلت است نه واکنش: آدم خجالتی به‌طور کلی shy است. embarrassed واکنش لحظه‌ای به یک موقعیت است. He’s shy یعنی کلاً کم‌روست؛ He was embarrassed یعنی در آن لحظه ضایع شد.

جمع‌بندی

  • ashamed = شرم اخلاقی و وجدانی (ashamed of lying)
  • embarrassed = خجالت اجتماعی و لحظه‌ای (embarrassed by the mistake)
  • حرف اضافه: ashamed of — embarrassed about/by
  • موقعیت embarrassing است، آدم embarrassed — الگوی -ed/-ing
  • خصلت کلی کم‌رویی: shy

محسن متین؛ بنیان‌گذار سلام‌زبان. وجدان یا صورتِ سرخ؟ این سؤال را بپرس، جواب خودش می‌آید. و یادت باشد: سؤال پرسیدن نه ashamed دارد نه embarrassed!

مشاوره رایگان و تخصصی سلام‌زبان

در انتخاب دوره یا مسیر یادگیری سؤال دارید؟

🎁 هدیه: مشاهده رایگان درس ۱ و ۶
🎓 مشاهده کلاس‌های آموزش آنلاین

(بعد از ورود به لینک، در بخش سرفصل‌ها دروس رایگان ۱ و ۶ را ببینید)