تفاوت die و dead و death (و گذشتهٔ گیجکنندهٔ died) الگوی آشنایی دارد: یک خانوادهٔ کلمه با سه نقش دستوری. فارسی با «مردن/مرده/مرگ» همین کار را میکند — فقط باید جای هر کدام را در جملهٔ انگلیسی بشناسی.
📑 فهرست مطالب
۶ ایستگاه این یادداشت
هر بخشی که بیشتر گیرت میاندازد، از همان شروع کن:
🍂 معنی و جدول مقایسه
نقش کلمه در جمله را ببین: کار انجام میشود؟ die (فعل). حالت را توصیف میکنی؟ dead (صفت). دربارهٔ خودِ مفهوم حرف میزنی؟ death (اسم).
The plant died. Now it is dead. Its death was slow.
↑ died فعل گذشته — dead صفت بعد از is — death اسم با its
| کلمه | نقش | معنی | مثال |
|---|---|---|---|
| die (died, died, dying) | فعل | مُردن | He died in 2020. |
| dead | صفت | مُرده | The battery is dead. |
| death | اسم | مرگ | Death is part of life. |
| dying | صفت/وجه وصفی | در حال مرگ | a dying tradition |
چرا مهم است؟ جملههایی مثل He is died یا He dead yesterday خطاهای کلاسیک فارسیزبانها هستند. ضمناً کاربردهای روزمره و غیرمرگی این خانواده خیلی زیاد است: باتری dead میشود، از خنده die میکنی، و I’m dying to see you یعنی لَهلَه میزنم ببینمت!
📚 16 مثال سطحبندیشده
A1–A2 (پایه)
- My phone battery is dead. — باتری گوشیام تمام شده.
- The old man died last year. — پیرمرد پارسال فوت کرد.
- The plant is dying — water it! — گیاه دارد میمیرد — آبش بده!
- I’m scared of death. — از مرگ میترسم.
B1–B2 (متوسط)
- Her grandfather died of a heart attack. — پدربزرگش بر اثر حملهٔ قلبی درگذشت.
- The town looks dead at night. — شهر شبها کاملاً سوتوکور است.
- The death of the author shocked everyone. — مرگ نویسنده همه را شوکه کرد.
- I’m dying to see the new movie! — لَهلَه میزنم فیلم جدید را ببینم!
- We almost died laughing at his joke. — از خنده به جوکش مُردیم.
- The phone line went dead suddenly. — خط تلفن یکدفعه قطع شد.
C1 (پیشرفته)
- Many species are dying out due to climate change. — بسیاری از گونهها بهخاطر تغییر اقلیم در حال انقراضاند.
- The scandal marked the death of his career. — آن رسوایی پایان حرفهاش را رقم زد.
- Letter writing is a dying art. — نامهنگاری هنری روبهزوال است.
- The proposal was dead on arrival. — آن پیشنهاد از همان اول محکوم به شکست بود.
- He remained loyal until his death. — او تا لحظهٔ مرگش وفادار ماند.
- Old habits die hard. — ترک عادت موجب مرض است.
🚫 اشتباهات رایج فارسیزبانها
❌ He is died.
✅ He died. / He is dead.
died فعل گذشته است و با is نمیآید؛ یا فعل ساده بگو (He died) یا صفت (He is dead).
❌ His dead made everyone sad.
✅ His death made everyone sad.
بعد از his باید اسم بیاید: death. کلمهٔ dead صفت است.
❌ The fish is death.
✅ The fish is dead.
بعد از is برای توصیف حالت، صفت لازم است: dead.
📝 آزمون die و dead و death
8 سؤال — روی گزینهها کلیک کن تا جواب و توضیح را ببینی.
سؤالات متداول
فرق He died و He is dead چیست؟
He died یعنی «مُرد» — به خود اتفاق اشاره دارد و زمان دارد. He is dead یعنی «مرده است» — وضعیت فعلی را توصیف میکند. هر دو درستاند، ولی He is died همیشه غلط است.
died صفت هم میشود؟
نه. died فقط گذشته و اسم مفعول فعل die است. صفت این خانواده dead (مرده) و dying (در حال مرگ) است.
کاربردهای غیرمرگی این کلمات چیست؟
خیلی زیاد: dead battery (باتری تمام)، dead line (خط قطع)، dying to (مشتاق)، die laughing (از خنده مردن)، deadline (مهلت نهایی) و die out (منقرض شدن).
جمعبندی
- die = فعل (died, died, dying): He died in 2020
- dead = صفت: The battery is dead
- death = اسم: the death of the author
- He is died همیشه غلط است — یا He died یا He is dead
- اصطلاحها: dying to · die out · die laughing · Old habits die hard
📚 درسهای مرتبط:
محسن متین؛ بنیانگذار سلامزبان. فعل، صفت، اسم — نقش را پیدا کن، کلمه خودش میآید. همان الگوی silent و silence است.
مشاوره رایگان و تخصصی سلامزبان
در انتخاب دوره یا مسیر یادگیری سؤال دارید؟
🎓 مشاهده کلاسهای آموزش آنلاین
(بعد از ورود به لینک، در بخش سرفصلها دروس رایگان ۱ و ۶ را ببینید)