تفاوت fit و suit و match در اتاق پرو معلوم میشود: شلوار اندازهات هست؟ (fit) رنگش به پوستت میآید؟ (suit) با کفشت جور است؟ (match) — فارسی برای هر سه معمولاً میگوید «بهم میآید» و همینجا قاطی میشود.
📑 فهرست مطالب
۶ ایستگاه این یادداشت
هر بخشی که بیشتر گیرت میاندازد، از همان شروع کن:
👔 معنی و جدول مقایسه
سه معیار جدا: fit با متر و سایز کار دارد، suit با قیافه و شخصیت تو، match با هماهنگی دو چیز با هم.
The jacket fits me, the color suits me, and it matches my shoes.
↑ fit = سایز — suit = بهت میآید — match = با هم جورند
| فعل | معیار | مثال |
|---|---|---|
| fit | سایز و اندازه | These shoes don’t fit me. |
| suit | برازندگی — به تو میآید (رنگ، سبک، موقعیت) | Red really suits you. |
| match | هماهنگی دو چیز با هم | Your tie matches your shirt. |
چرا مهم است؟ در مغازه اگر بگویی This shirt doesn’t suit me وقتی منظورت سایز است، فروشنده رنگ دیگری میآورد نه سایز دیگر! این سه فعل غیر از لباس هم پرکاربردند: زمان جلسه suits you، کلید fits the lock، و جوابها match میکنند.
📚 16 مثال سطحبندیشده
A1–A2 (پایه)
- These jeans don’t fit me. They’re too small. — این جین اندازهام نیست. خیلی کوچک است.
- Blue suits you! — آبی بهت میآید!
- Your bag matches your shoes. — کیفت با کفشهایت سِت است.
- Does this size fit? — این سایز اندازه است؟
B1–B2 (متوسط)
- The dress fits perfectly — like it was made for you. — لباس کاملاً اندازه است — انگار برایت دوختهاند.
- Does Monday morning suit you for the meeting? — دوشنبه صبح برای جلسه برایت مناسب است؟
- I need a scarf to match this coat. — یک شال میخواهم که با این پالتو سِت شود.
- City life doesn’t suit everyone. — زندگی شهری به همه نمیسازد.
- The key doesn’t fit the lock. — کلید توی قفل نمیرود.
- Their stories don’t match — someone is lying. — روایتهایشان با هم نمیخواند — یکی دروغ میگوید.
C1 (پیشرفته)
- The punishment should fit the crime. — مجازات باید متناسب با جرم باشد.
- A desk job doesn’t suit his restless personality. — کار پشتمیزی به شخصیت ناآرامش نمیخورد.
- The DNA samples matched the suspect’s. — نمونههای DNA با نمونهٔ مظنون مطابقت داشت.
- We tailor our courses to fit your schedule. — دورههایمان را متناسب با برنامهٔ شما تنظیم میکنیم.
- The salary didn’t match his expectations. — حقوق با انتظاراتش همخوانی نداشت.
- Choose the option that best suits your needs. — گزینهای را انتخاب کن که بیشتر به نیازت میخورد.
🚫 اشتباهات رایج فارسیزبانها
❌ This shirt doesn’t suit me — it’s too tight.
✅ This shirt doesn’t fit me — it’s too tight.
تنگ و گشاد یعنی بحث سایز: fit.
❌ Your shoes fit your bag nicely.
✅ Your shoes match your bag nicely.
هماهنگی دو چیز با هم: match.
❌ Does 5 p.m. fit you?
✅ Does 5 p.m. suit you?
مناسب بودن زمان و شرایط برای آدم: suit.
📝 آزمون fit و suit و match
8 سؤال — روی گزینهها کلیک کن تا جواب و توضیح را ببینی.
سؤالات متداول
قانون سریع fit و suit و match؟
fit = اندازه و سایز (متر)، suit = به تو میآید (آینه)، match = با هم جورند (دو چیز کنار هم). سه سؤال اتاق پرو!
suit برای غیر لباس هم بهکار میرود؟
بله، خیلی زیاد: زمان (Does 5 p.m. suit you?)، سبک زندگی (City life suits me)، شغل و شرایط. هر جا «مناسبِ کسی بودن» معنا بدهد.
match اسم هم هست؟
بله: a match یعنی همتا و جفتِ مناسب (They’re a perfect match — زوج ایدهآل)، مسابقه (football match) و کبریت! فعل و اسمش را از بافت جمله تشخیص بده.
جمعبندی
- fit = اندازه بودن (سایز): These shoes fit me
- suit = برازنده بودن، مناسبِ کسی بودن: Red suits you / Does Monday suit you?
- match = با هم جور بودن: The tie matches the shirt
- سه سؤال پرو: اندازه است؟ بهم میآید؟ سِت است؟
📚 درسهای مرتبط:
محسن متین؛ بنیانگذار سلامزبان. متر، آینه، کمد — سه ابزار، سه فعل. دفعهٔ بعد در پرو، انگلیسی فکر کن!
مشاوره رایگان و تخصصی سلامزبان
در انتخاب دوره یا مسیر یادگیری سؤال دارید؟
🎓 مشاهده کلاسهای آموزش آنلاین
(بعد از ورود به لینک، در بخش سرفصلها دروس رایگان ۱ و ۶ را ببینید)