پرش به محتوا
Home » تفاوت thin و slim و skinny | لاغر مؤدبانه یا بی‌ادبانه

تفاوت thin و slim و skinny | لاغر مؤدبانه یا بی‌ادبانه

⚡ خلاصه سریع ۳۰ ثانیه‌ای

🎯 slim تعریف است، thin خنثی، skinny نیش‌دار

سه واژه برای «لاغر» با سه بار احساسی: slim مثبت — خوش‌اندام. thin خنثی — لاغر. skinny منفی — استخوانی! به آدم‌ها slim بگو، نه skinny.

تفاوت thin و slim و skinny درس ادب واژه‌هاست: هر سه یعنی «لاغر»، ولی بارشان زمین تا آسمان فرق دارد — slim تعریف و تحسین است، thin خنثی و توصیفی، skinny انتقادی و نیش‌دار (لاغرِ بیش از حد). انتخاب اشتباه، تعریفت را توهین می‌کند!

📑 فهرست مطالب

۶ ایستگاه این یادداشت

هر بخشی که بیشتر گیرت می‌اندازد، از همان شروع کن:

🧍 معنی و جدول مقایسه

قانون طلایی مکالمه: برای تعریف از اندام کسی slim (یا slender) بگو. توصیف بی‌طرف: thin. اگر نگرانی از لاغریِ زیاد است: too thin — و skinny را برای شلوار نگه دار: skinny jeans!

You look slim! (تعریف) / He’s very thin. (خنثی) / She’s too skinny. (انتقاد)

↑ slim مثبت — thin خنثی — skinny منفی

واژه بار احساسی یعنی مثال
slim مثبت 😊 باریک‌اندام و خوش‌فرم She stays slim by swimming.
slender مثبت و ادبی ✨ ظریف و کشیده slender fingers
thin خنثی 😐 لاغر؛ نازک (اشیا) a thin man · a thin slice
skinny منفی 😬 استخوانی، زیادی لاغر He looks skinny and pale.

چرا مهم است؟ تعریف کردن با واژهٔ غلط، فاجعهٔ اجتماعی است: You’ve become so skinny به‌جای تعریف، یعنی «چقدر استخوانی شده‌ای — مریضی؟». برعکسِ این طیف هم همین بازی را دارد: slim مثبت مثل fat منفی، و plump و curvy ملایم‌ترها. ضمناً thin برای اشیا هم هست: thin walls، a thin book.

📚 16 مثال سطح‌بندی‌شده

A1–A2 (پایه)

  • She is tall and slim. — او قدبلند و باریک‌اندام است.
  • This book is thin — only 80 pages. — این کتاب نازک است — فقط ۸۰ صفحه.
  • The cat looks too skinny. — گربه زیادی لاغر به نظر می‌رسد.
  • He wants to stay slim. — او می‌خواهد خوش‌اندام بماند.

B1–B2 (متوسط)

  • You look slim in that dress! — توی آن لباس خوش‌اندام به نظر می‌رسی!
  • The walls are so thin that we hear everything. — دیوارها آن‌قدر نازک‌اند که همه‌چیز را می‌شنویم.
  • He got really skinny after the illness. — او بعد از بیماری حسابی استخوانی شد.
  • Skinny jeans were the fashion for a decade. — شلوار جذب یک دهه مُد بود.
  • Cut the cheese into thin slices. — پنیر را ورقه‌های نازک ببر.
  • She has a slim chance of winning. (استعاری) — شانس کمی برای بردن دارد.

C1 (پیشرفته)

  • The company maintains a slim profit margin. — شرکت حاشیهٔ سود باریکی دارد.
  • The evidence against him was thin at best. — شواهد علیه او در بهترین حالت ضعیف بود.
  • Media pressure to be skinny harms teenagers. — فشار رسانه‌ای برای لاغریِ افراطی به نوجوان‌ها آسیب می‌زند.
  • She remained slender well into her seventies. — او تا دههٔ هفتاد زندگی‌اش ظریف‌اندام ماند.
  • The team is spread thin across three projects. (اصطلاح) — توان تیم بین سه پروژه پخش و فرسوده شده است.
  • His patience wore thin as the delays continued. — با ادامهٔ تأخیرها صبرش ته کشید.

🚫 اشتباهات رایج فارسی‌زبان‌ها

❌ Wow, you look so skinny! (به‌عنوان تعریف)

✅ Wow, you look so slim!

skinny انتقاد است نه تعریف — یعنی استخوانی و بیمارگونه.

❌ I bought slim jeans.

✅ I bought skinny jeans.

اسم آن مدل شلوار skinny jeans است — این‌جا skinny اصطلاح مُد است و بار منفی ندارد!

❌ The soup is too thin. (وقتی منظور «کم‌مایه» نیست)

✅ بدان که thin برای مایعات یعنی رقیق: thin soup یعنی سوپ آبکی.

thin دربارهٔ مایع یعنی رقیق — اگر منظور دیگری داری واژه را عوض کن.

📝 آزمون thin و slim و skinny

8 سؤال — روی گزینه‌ها کلیک کن تا جواب و توضیح را ببینی.

سؤالات متداول

کدام واژه برای تعریف کردن امن است؟

slim و slender همیشه امن و مثبت‌اند: You look slim! برای فرم ورزشی هم fit و toned عالی است. skinny را هرگز برای تعریف به‌کار نبر.

skinny همیشه منفی است؟

دربارهٔ آدم تقریباً همیشه (استخوانی و ضعیف). ولی در اصطلاحات مد و غذا بار منفی ندارد: skinny jeans (شلوار جذب) و skinny latte (لاته با شیر کم‌چرب)!

thin برای اشیا چطور؟

کاملاً خنثی و استاندارد: thin paper، thin walls، a thin slice. برای مایعات یعنی رقیق: thin soup. اصطلاح‌ها هم دارد: wear thin (ته کشیدن)، spread thin (پخشِ بیش از حد توان).

جمع‌بندی

  • slim = مثبت، خوش‌اندام (تعریف امن)
  • slender = مثبت و ادبی، ظریف
  • thin = خنثی؛ برای اشیا یعنی نازک، برای مایع رقیق
  • skinny = منفی، استخوانی — ولی skinny jeans اصطلاح مد است
  • اصطلاح: a slim chance · wear thin

محسن متین؛ بنیان‌گذار سلام‌زبان. واژه‌ها لحن دارند: slim لبخند است، skinny اخم. تعریف که می‌کنی، لحن را هم انتخاب کن.

مشاوره رایگان و تخصصی سلام‌زبان

در انتخاب دوره یا مسیر یادگیری سؤال دارید؟

🎁 هدیه: مشاهده رایگان درس ۱ و ۶
🎓 مشاهده کلاس‌های آموزش آنلاین

(بعد از ورود به لینک، در بخش سرفصل‌ها دروس رایگان ۱ و ۶ را ببینید)